فقط برای اینکه یادم بماند....
.این وبلا را همیشه میخواستم بزنم بعد از پاک کردن وبلاگ قبلی که چون آدرسش را داده بودم به چند نفر
بعد از خواندن شعر همایون در فیسبوک آمدم. نامزد کردم از نوعی که به آن عقیده نداشتم، بدون آشنایی و فقط مصلحتی . از جاهد و محمد دلخورم. احساس یتیمی فامیلی میکنم. مخصوصا هفته قبل که عیدی آوردن و هیچ کس نیامد. دوستی ندارم. به فاطمه خیانت کرده ام. و به هر حال او که آلمان رفته. از دسترس دور است. با نامزدم رابطه فنر مانند دارم ، گاهی دور گاهی نزدیک.
اولین پاکت سیگارم را امروز خریده ام در حالیکه اعصابم داغان بوده و چندین روز است که میخواسته ام.
خسته وو داغانم.
آریا را هم رنجانده ام چون وقتی که سیگار میخریدم هرچه به مادر بیشرفش گفتم این را نفرست ولی مثل همیشه به کون مبارکش هم حساب نکرد.
هرچی برای آریا قسم و کلام که چاکلت بوده و حالا دوباره میگوید که نه سیگار بوده.
بر پدر و مادر هر سگی لعنت.،
.این وبلا را همیشه میخواستم بزنم بعد از پاک کردن وبلاگ قبلی که چون آدرسش را داده بودم به چند نفر
بعد از خواندن شعر همایون در فیسبوک آمدم. نامزد کردم از نوعی که به آن عقیده نداشتم، بدون آشنایی و فقط مصلحتی . از جاهد و محمد دلخورم. احساس یتیمی فامیلی میکنم. مخصوصا هفته قبل که عیدی آوردن و هیچ کس نیامد. دوستی ندارم. به فاطمه خیانت کرده ام. و به هر حال او که آلمان رفته. از دسترس دور است. با نامزدم رابطه فنر مانند دارم ، گاهی دور گاهی نزدیک.
اولین پاکت سیگارم را امروز خریده ام در حالیکه اعصابم داغان بوده و چندین روز است که میخواسته ام.
خسته وو داغانم.
آریا را هم رنجانده ام چون وقتی که سیگار میخریدم هرچه به مادر بیشرفش گفتم این را نفرست ولی مثل همیشه به کون مبارکش هم حساب نکرد.
هرچی برای آریا قسم و کلام که چاکلت بوده و حالا دوباره میگوید که نه سیگار بوده.
بر پدر و مادر هر سگی لعنت.،