شاید و اگر هم همچنین.
از استعفایم پشیمانم، دلم برای همکارانم تنگ میشود، با هم دوست شده ایم. یک هفته دیگر بیشتر نمانده و از وقتی مدیرمان اعلان کرده که میروم حالم گرفته است. هرچند بارها هم گفته که اگر نظرت عوض شد برگرد باز هم فکر نمیکنم روی برگشتن داشته باشم. وقتی به خاطر پول بیشتر دارم میروم.
تجربه بشود که در آینده تصمیم های یکدفعه ای نگیرم، اگر تغییر بزرگی در نظر دارم حداقل چندماه صبر کنم و ببینم آیا نظرم عوض میشود.
پول بیشتر، راحتی کمتر.