در هفته
گذشته هر روز چند ساعت در قطار یا اتوبوس بوده ام، یا مهمان داشته ایم یا مهمان
بوده ایم. امروز هم منتظرم تا مهمان برسد
و فردا هفته از نو شروع می شود. باید بروم تزز را پرینت کنم و فرمه های رجیستریشن
را پر کنم، تکتم را پرینت کنم. از شلوغی خسته ام و دلم میخواهد تنها باشم چند روزی.
شرلوک هلمز میخوانم. دلم تنگ شده بود برای هیجان
ندانستن وقایع بعدی . کتاب جوگیرم کرده و سعی
میکنم دقیق تر مشاهده کنم J